بـگو بـه لـالــه نـرویـد کـه چـنـد روز دگـر
ورق ورق به روی خاک، لاله ی لیلاست
بگو به مـهر نتابد که راس پـاک حسـیـن
فـراز نـیزه چو خورشید روز عـاشـوراست
ز گـوش دخـتـرکی خـون روان بـود گـویـا
که گـوشـواره ی او یـادگـاری زهـراسـت
حسـین بود خدایی، خدا حسـیـنی بـود
از آن زمــان کـه جـهـان وجـود را آراسـت
سـرشک دیده ی مـیثم هماره جاری باد
که اشـک دائـم او وقـف سیدالشهداست
پ ن : ايام سوگواري سرور و سالار شهيدان آقا اباعبدالله الحسين بر همه مسلمانان بلاخص شيعيان آن حضرت تسليت باد
پ . ن : در اين ايام پر خير و بركت ، اين بنده حقير رو هم دعا كنيد
شبها که نام تو در شهر می پیچد
هق هق به سوی بی نهایت مطلق . ستاره می چینند
بر سینه مشق نام تو با ضرب دست می کوبند
در آزمون تشنگی ات عشق می بازند
تمرین یک ، نه ، هزار سالهء ایثار
در انتها به ناله و افسوس می بازند
کاروانیان به روشنی آب و آفتاب می تازند
آنگه که دشمنان به صیقل آئینه ها غبار می پاشند
وقتی به حیله لشگر باطل هزار می سازند
ایشان به عشق و وفای ابالفضل می نازند
لبهای خیس عطش را به خاک تفتیده
در شط سرخ آتش و خون عاشقانه می کارند

| ای شب تازان چو ز هجران طناب | علت خوابی و تو را نیست خواب | |
| مکر تو صعب است که مردم ز تو | هست در آرام تو خود در شتاب | |
| هرگز ناراست جز از بهر تو | چرخ سر خویش به در خوشاب | |
| تو چو یکی زنگی ناخوب و پیر | دخترکان تو همه خوب و شاب | |
| زادن ایشان ز تو، ای گندهپیر، | هست شگفتی چو ثواب از عقاب | |
| تا تو نیائی ننمایند هیچ | دخترکان رویکها از حجاب | |
| روی زمین را تو نقابی ولیک | ایشان را نیست نقابت نقاب | |
| چند گریزی ز حواصل در این | قبهی بیروزن و باب، ای غراب؟ | |
| در تو همی پیری ناید پدید | زانکه ز مردم تو ربائی شباب | |
| آب نهای، چونکه بشوید همی | شرمگن از روی تو به شرم و آب؟ | |
| چند به سوزن بشکستی تبر! | چند به گنجشک گرفتی عقاب! | |
| چند چو رعد از تو بنالید دعد | تاش بخوردی به فراق رباب؟ | |
| چند که از بیم تو بگریختند | از رمهی گرسنه میشان ذئاب؟ | |
| شاه حبش چون تو بود گر کند | شمشیر از صبح و سنان از شهاب | |
| چند گذشتهستی بر جاهلان | بر کفشان قحف و میان شان قحاب | |
| حرمت تو سخت بزرگ است ازانک | در تو دعا را بگشایند باب | |
| ای که ندانی تو همی قدر شب | سورهی واللیل بخوان از کتاب | |
| قدر شب اندر شب قدر است و بس | برخوان آن سوره و معنی بیاب | |
| همچو شب دنیا دین را شب است | ظلمت از جهل و ز عصیان سحاب | |
| خلق نبینی همه خفته ز علم | عدل نهان گشته و فاش اضطراب |
((شهادت مولای متقیان حضرت علی (ع) برهمگان تسلیت باد))
آن که با عالم بالا سر و سودا دارد
روزگاری است که ماوی به دل ما دارد
همه عمر دویدیم پی اش بی حاصل
غافل از آن که درون دل ما جا دارد
کار هر کس نبود مرده دلی زنده کند
مگر آن کس دم جان بخش مسیحا دارد
عاشقی در طلب مال ومنالی نبود
عشق مجنون تهی دست تماشا دارد
همه بالند به هر چیزی و من می بالم
به علی(ع)چون که تملک به سماها دارد
شب قدر است و سماوات همه غرق سرور
این چنین شب چو تعلق به تولی دارد
شهد شیرین شهادت چو بدین گونه چشید
جبرئیلش ز علی عجز و تمنا دارد
شب نازل شدن وحی و کرامات علی
هر دو هم در دل و هم دیده ما جا دارد
علی علیه السلام و زیبائیها:
زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.
زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.
زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.
زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.