|
|
|
آهنگ زندگي بخش سي و يكم
روش بسيار ساده اي است قبل ازهركار ، درجاي راحتي بنشينيد يا دراز بكشيد كه خلوت و درسكوت باشيد بعد خودرا ببينيد درصحنه اي كه قراراست درآن قراربگيريد ، ظاهر شده ايد اين صحنه مي تواند شركت دريك جلسه سخنراني و يا حتي يك قرار ملاقات باشد درحالي كه درآرامش كامل نشسته يا دراز كشيده ايد تصوير آن جلسه يا حادثه را درذهن خود شكل دهيد ببينيد كه آن جلسه به بهترين شكل برگزارمي شود ، خودرا شخصي آرام ، مثبت ، شاد و دركنترل كامل ببيند ديگران را ببيند كه دقيقا مطابق ميل شما حرف مي زنند يا رفتار مي كنند بعد نفس عميقي بكشيد آرام بگيريد و رها كنيد . براي اينكه درمديريت زمان درشرايط عالي قراربگيريد ، خودرا كسي ببيند كه دركارمديريت زمان دربهترين حد خود ظاهر مي شود مطمئن باشيد كه اين تصاوير سرانجام درذهن شما جاي خودرا باز مي كنند بعد درهركاري كه مي كنيد متوجه مي شويد خود به خود اززمانتان به بهترين شكل استفاده مي كنيد . وانمود كنيد كه درزمينه كارايي شخصي يك متخصص هستيد آن قدر اين نقش را وانمود كنيد تا به حقيقت بپيوندد وقتي وانمود مي كنيد يك مدير زمان عالي هستيد سرانجام اعمال شما ذهنيتي درشما ايجاد مي كنند كه اين باور درذهن نيمه هشيارتان حك مي شود .
نقل از صفحات 13-14-14 ازكتاب قدرت زمان نوشته برايان تريسي با ترجمه مهدي قراچه داغي نشر آسيم چاپ اول سال 85 چاپ چاپخانه سهند تنظيم از علي روحي |
نحوه تکلم انسانها بیانگر نحوه تفکر آنهاست. مثبت بیندیشیم و مثبت بگوییم تا انرژی مثبت خود را به دیگران منتقل کنیم.
بگوییم ….
ازاینکه وقتتون رو در اختیارم گذاشتید ممنون “”"”"”"”"”" نگوییم ببخشید مزاحمتون شدم
طول میکشه تا یاد بگیری “”"”"”"”"”"”" نگوییم هیچ وقت یاد نمیگیری
مسئله دارم “”"”"”"”"” نگوییم مشکل دارم
مسئله رو خودم حل میکنم “”"”"”"”"”"”" نگوییم مسئله به تو ربطی نداره
شاد و پر انرژی باشید “”"”"”"”"”" نگوییم خسته نباشید
این کار را بعدا انجام میدهم “”"”"”"”"” نگوییم دچار یاس شدم
صد در صد خواهد شد “”"”"”"”"”" نگوییم ای کاش میشد
ان شا الله حتما موفق میشوی “”"”"”"”"”" نگوییم ان شا الله موفق میشوی
عالی هستم “”"”"”"”"”"”" نگوییم خوب هستم
اولین قانون طبیعت این است كه تو از هر چه هراس داشته باشی همان را به طرف خودت جلب می كنی.
هیجان قدرتی دارد كه جذب میكند .تو از هر چه شدیدا بترسی آن را تجربه خواهی كرد .
مثلا حیوان فورا متوجه میشود كه تو از او وحشت داری. هیچكدام از این ها تصادفی اتفاق نمی افتد . تصادفی در عالم هستی وجود ندارد. هیجان انرژی در حركت است. وقتی تو انرژی را جا به جا می كنی انرژی ایجاد میكنی. اگر به اندازه كافی انرژی جا به جا كنی ماده به وجود می آوری .
ماده انرژی متراكم است كه جا به جا شده و به آن فشار وارد شده است.
فكر انرژی خالص است .
هر فكری كه تو اكنون داری یا قبلا داشتی یا در آینده خواهی داشت خلاق است.
انرژی حاصل از فكر هرگز نمی میرد .این انرژی از فكر تو و ذهن تو وارد عالم هستی می شود و برای ابد ادامه پیدا می كند. همه افكار به هم مربوط هستند. افكار با هم تلاقی پیدا می كنند.
در مسیر اعجاب انگیزی از انرژی با هم تقاطع پیدا می كنند و نقش بدیع و زیبایی از پیچیدگیهای غیر قابل باور به وجود می آورند . همات طور كه دو چیز مشابه همدیگر را جذب می كنند دو انرژی مشابه هم یكدیگر را جذب می كنند .و توده ای از انرژی مشابه به وجود می آورند.
بنابراین حتی افراد معمولی اگر فكرشان(دعا. امید. آرزو . .رویا .ترس) به اندازه كافی قوی باشد میتوانند نتایج شگفت انگیزی را به وجود آورند.
زندگی نمیتواند به هیچ طریق دیگری خودش را نشان دهد جز آن طریقی كه تو تصور میكنی خودش را نشان خواهد داد .تو با فكر كردن خلق می كنی.
پس همیشه به بهترینها فكر كن.
|
نكته ها و انديشه ها بخش هفتادوششم |
|
عوامل گرديدن تکاملی را خنثی نکنيم ، در تعين عوامل گرديدن های تکاملی در ميان صاحب نظران اختلاف نظرهائی وجود دارد که عهده آنها مسئله درون و برون است يعنی اختلاف عمده در اين است که آيا عوامل گرديدن يک موجود درحال جريان ، از موقعيتی به موقعيت ديگر ، درونی است يا برونی ؟ سه نظريه قابل توجه در مسئله مزبور وجوددارد : نظريه يکم : عامل تحول و گرديدن اشياء درونی است ،به اين معنی که هرموجودی عامل دگرگونی را دردرون خود می پروراند و پديده هاو ديگر اجزای طبيعت که در خارج از ذات آن موجودند اثری در تحول آن ندارند . نظريه دوم : اين است که عامل هرگونه ( گرديدن موجود) بيرون از ذات آن بوده اجزا و پديده ها ی درونی اثری در گرديدن آن ندارند . نظريه سوم : عامل گرديدن درونی بوده عوامل برونی شرايط عمل گرديدن می باشد ، می توانيم برای روشن شدن اين نظريه ، مثال روشنی را مطرح کنيم : تخم مرغی که در جريان قرارمی گيرد و از موقعيت تخم مرغ بودن به موقعيت جوجه بودن حرکت می کند عامل اين حرکت ذات تخم مرغ است که روبه جوجه گشتن می رود ، اگر چه حرکت مزبور بدون هوا و حرارت مناسب که عوامل بيرونی هستند امکان ناپذير می باشد ، در تفسير اين نظريه سوم مطالبی اجمالی و نيمه روشن وجود دارد ، که اصل مسئله را به حالت معمائی در می آورد راهی که ما در توضيح و تائيد آن انتخاب می کنيم بدين قراراست : عامل تعيين موقعيت دوم ومشخص بودن در مسير گرديدن ، درونی است به اين معنی که هرموجودی استعداد تعين موقعيت دوم را در درون خود دارا می باشد ، درصورتی که حرکت در مجرای (گرديدن) بدون مانع باشد استعداد همان تعين به فعليت خواهد رسيد ولی عامل حرکت در آن مسير عوامل و شرايط بيرونی است ، بعنوان مثال : تخم گل لادن در مجرای حرکت طبيعی خود ، مسير تعين خاص لادن شدن را طی خواهد کرد ، درصورتی که شرايط و عوامل بيرونی ، هم آهنگی طبيعی با استعداد مزبور داشته باشد . درون آدمی که به مفهوم عمومی قلمرو روانی انسانی گفته می شود دارای استعدادها و هسته های تعينات متنوع می باشد ، برای حرکت و فعليت رسيدن هريک از آنها سه نوع عامل اساسی وجود دارد : نوع يکم : عامل درونی محض که عبارت است از اراده آدمی ، مادامی که اراده به فعليت رسيدن استعدادهای درونی دريک انسان به وجود نيايد و تقويت نگردد ، تحرک استعداد با هيچ يک از عوامل و شرايط امکان پذير نخواهد بود . نوع دوم : عوامل بيرونی است که بوسيله حواس طبيعی و ساير وسايل ادراک ، وارد قلمرو درون می گردند و دست به تحريک استعدادها می زنند ، تفاوت انسان با ديگر موجودات در پديده گرديدن ، اراده است ، به توضيح اينکه برای به وجود آمدن تحول در يک موجود غير انسانی ، تنها برقرارشدن ارتباط ميان استعدادهای درونی و عوامل و شرايط برونی قرارمی گيرد اراده او می تواند مقاومت در وی بوجود آورده از تاثير آن عوامل جلو گيری نمايد همين موضوع اراده است که مباحث اراده او می تواند مقاومت در وی بوجود آورده از تاثير آن عوامل جلوگيری نمايد همين موضوع اراده است که مباحث جامعه شناسی و رفتار شناسی را دچار مشکلات می سازد ، تاآنجا که گروهی را وادارمی نمايد که بگويند : ما نمی توانيم از مشاهده پديده های جاری در يک جامعه واز شناخت رفتار يک انسان قوانينی را انتزاع کنيم که مانند قوانين فيزيکی وشيميائی کليت داشته باشند ، عوامل و شرايط برونی که استعدادهای آدمی را به حرکت در می آورد و مسير تعين های پيش ساخته آن هارا تعيين می نمايد ، بوسيله حواس گوناگون برونی و درونی وارد قلمرو روان می گردند اشکال و رنگها و نمودهائی که مشابه آنها هستند بوسيله بينائی ، الفاظ واصوات گوناگون بوسيله شنوائی ، طعم های مختلف از راه چشائی و غير ذالک وارد مغز و روان می گردند ، همچنين موضوعات و مواد خام با عمل ذهنی خاص تبديل به قضا يا می شوند سپس اين قضا يا وارد مراکز انديشه ( يا به عبارت ديگر وارد قلمرو فعاليتهای فکری) گشته در مجرای نتيجه گيری ها قرارمی گيرند ، اگر اراده آدمی در مسير هدفهای سازنده به جريان بيافتد نتايج بدست آمده ار دريافتها و انديشه ها (گرديدن ) تکاملی را در مسير هدفهای مزبور به وجود می آورد ، نوع سوم : واقعيتهای نهفته در لابلای سطوح روانی انسانی ، اگر چه بعضی از متفکران وجود چنين واقعيتهارا در درون آدمی انکار کرده می گويند : نه درمغز و نه در روان هيچگونه معلوم پيشين ( آپريوری) وجود ندارد ، اينان بطور قطع از تفسير و توجيه اکتشافات و اختراعات ناتوانند و هيچ گونه راهی برای توضيح اصول کلی که پيش ازتجربه و پيش از ارتباط با همه رويدادها و نمودها که در مغز يا روان انسانها وجود دارد نشان نمی دهند مانند اينکه ((قانون در جهان طبيعت حکمفرماست)) و هيچ رويدادی بدون علت نيست ، ما به اين اصول ، علم پيش از تجربه اعتقاد داريم و به همين جهت است که سقراط می گفت : کارمن قابلگی و کمک کردن به مردم برای زاييدن حقيقت است که خود آن را دارامی باشند ، کانت نيز علم به اصول پيش از تجربه را می پذيرد ، با نظر به دخالت اساسی عوامل مزبور درگرديدن می توانيم اهميت جمله علی (ع) را ( نا شنوا باد گوشی که نصايح رسا و سازنده را در نيابد) درک کنيم ، يعنی آن فرد يا جامعه ای که استعداد های خودرا ازورود واقعيات به وسيله حواس طبيعی و مشاعر روانی واز ارتباط باآن واقعيات برکنارنموده نگذاشت که واقعيات برونی و حقايق درونی با آن استعدادها ارتباط تفاعلی برقرارکند عامل گرديدن خودرا خنثی نموده است .
|
|
|
|
آهنگ زندگي بخش سي ام
راه رسيدن به موفقيت دراين است كه تا حد امكان كارتان را سازماندهي كنيد به آينده فكر كنيد براي آينده برنامه ريزي داشته باشيد و به نتايج ويژه اي نظر داشته باشيد تنها دراين صورت است كه مي توانيد درشرايط آرامش قراربگيريد و به خود به خودي برسيد ، هرچه سازمان يافته تر شوئيد ، آزادي و انعطاف پذيري بيشتري داريد كه هرجا لازم باشد انعطاف به خرج دهيد و تغييرات لازم را درزندگي خود ايجاد كنيد . واقعيت اين است كه با داشتن انگيزه كافي شما يكي از كارآمدترين ، موثرترين و سازمان يافته ترين اشخاص درجهان خواهيد بود . خودرا براي رسيدن به كارايي و اثربخشي برنامه ريزي كنيد . اين طوري شروع كنيد كه بارها وبارها به خود بگوئيد من دركارمديريت زمان عالي هستم ! من دركارمديريت زمان عالي هستم ! هرفرماني كه به تكرار داده شود و شما آن را باور داشته باشيد سرانجام ازسوي ذهن نيمه هوشيار شما پذيرفته مي شود ، ذهن نيمه هشيار شما كلمات ، اعمال و احساسات شمارا به شكلي سازگار با اين فرامين جديد تدوين مي كند . تاييد هاي مثبت اگر پيوسته و به شكل مثبت مورد استفاده قراربگيرند روي رفتار بيروني شما تاثير مي گذارند. ازروشي كه براي برنامه نويسي ذهن نميه هشيار مي توانيد استفاده كنيد ، مجسم كردن وتصوير سازي است ، ذهن نيمه هشيار شما بلافاصله تحت تاثير تصاوير ذهني تان قرارمي گيرد درروانشناسي تصوير ذهني هرطور كه خودتان را ببينيد به او تبديل مي شويد ؛ خودرا شخص سازمان يافته و كارآمد ببينيد خودرا درشرايطي ببينيد كه به بهترين شكل ممكن كارمي كرديد به ياد زمان بيفتيد كه ازكار كارآيي فراوان بهره داشتيد و كارفوق العاده زيادي صورت مي داديد اين تصوير را بارها و بارها درذهن خود به نمايش بگذاريد و آن را روي داده ذهن خود ببينيد .
نقل از صفحات 10-11-12-13 ازكتاب قدرت زمان نوشته برايان تريسي با ترجمه مهدي قراچه داغي نشر آسيم چاپ اول سال 85 چاپ چاپخانه سهند تنظيم از علي روحي |
|
نكته ها و انديشه ها بخش هفتادوپنجم |
|
خودتان را برای پيدا کردن يک فلسفه و هدف عالی برای چند کاسه آبگوشت و چند بشقاب پلو و لحظه هائی خنديدن و مقداری گريستن و چند بار عمل جنسی و غوطه خوردن در خيالات و سپس رهسپارشدن زيرخاک خسته و درمانده نکنيد ، ولی همين حيات طبيعی اگر باديده وسيله و مقدمه برای حيات طيبه ای که در همين دنيا بادست خودتان بايد بوجود بياوريد نگريسته شود ، هرلحظه ای از آن ، فلسفه ای در بردارد و هدفی که رو به آهنگ اصلی عالم هستی می رود.
هستی چونان کتابی اول و آخر جلوه می کند ، هدف حيات در امواج طوفانی مغز ها گم می شود ، رشته زنجيری تاريخ در زير نظر تحقيق نهائی از هم می گسلد ، لذايذ و آلام مانند ريسمانها ی سياه و سفيدی درهم می پيچد و زندگی را با يک رنگ خاکستری رنگين می سازد ، وهر دو رنگ را از قابليت تفسير ساقط می کند ،افکار نافذبزرگترين مغزهای بشری در فهم اصول و مبانی بنيادين طبيعت از ناچيزترين رويدادش گرفته تا مجموع آن ، خيره و سرگشته و درمانده می شود ، اين است طوفانهاو عوامل بيم ووحشتی که سر راه هر انسان آگاه را گرفته است ، و حل و فصل نهائی خودرا بطور جدی از او می طلبد ناديده گرفتن اين عوامل همان ( از خود بيگانگی ) و مبارزه با خويشتن است.
اگر به مقدار اشکهائی که در باره شکم های گرسنه ريخته می شود ، اشکهائی هم در دلسوزی به روحهای گرسنه سرازير می گشت نه شکم گرسنه ای در روی زمين باقی می ماند و نه انسانی از خود بيگانه.
به قسمت خداوند راضی باشيد تا در باره شمابيانديشم و بدانيد من در امانتی که به من سپرده شده است ، کسی را شريک نمی گردانم مگر اين که به دين و امانت او اطمينان داشته باشم ، چه از ياران من باشد و چه کس ديگری که شايستگی اورا دريافته باشم ، يعنی موجوديت خودرا از ديدگاه الهی ارزيابی کنيد ، نه از روی خواسته های نفسانی ، بگذاريد سطوح شخصيت شمارا عوامل و شرايط واقعی حيات بازکند ، و دراجتماع مطرح نمايند اگر واقعا اين دستور علی (ع) عملی می شد اين همه بدبختی ها دامنگير تاريخ بشری نمی گشت ، درجملات فوق جمله ای ديده می شود که چاره منحصر دردهای کشنده اصول و ارزشهاست ، که در رابطه مديريتها با اجتماعات بشری بوجود می آيد و تلفات فراوانی را با اشکال متنوع برانسانيت وارد می سازد . اين چاره منحصر عبارت است از امانت تلقی کردن حکومت و مديريت اجتماع که نصيب بعضی از انسانها می گردد. کسی که مديريت جمعی را درقلمرو حيات بدست می گيرد ، در حقيقت واسطه پيوستن آن جمع به هدف اعلای هستی است که تعيين کننده اش خداست ، بديهی است که آن متصدی مديريت اجتماع که خودرا واسطه ارتباط مزبور می داند مقام و حکومت را امانتی تلقی می کند که حداوند چند روزی به دست او سپرده است ، در نتيجه شريک ساختن هوی پرستان در چنين امانت الهی ، انحراف از اصل امانت داری است که شخصيت آدمی را می سوزاند و خاکستر می سازد.
تنظيم از علي روحي |
|
|
|
آهنگ زندگي بخش بيست و نهم
موفقيت يعني با تمام وجود كاري را كه به آن اشتياق سوزان داريد انجام بدهيد . آيا زندگي را دوست داريد ؟ اگر جوابتان مثبت است ، زمان را تلف نكنيد اين همان چيزي است كه زندگي از آن ساخته شده است ، وقتي آموختيد كه برزمان مسلط شوئيد خودبه خود به زندگي خود مسلط مي شوئيد و سررشته امورو آينده زندگي خودرا به دست مي گيريد . وقتي همه منابع فيزيكي و جسماني مورد استفاده قراربگيرند قدرت انسان براي حل يك مسئله چندين برابر مي شود . ذهن حدرا مشخص مي كند تازماني كه ذهن تصوركند ، مي توانيد كاري را انجام بدهيد ، مي توانيد اين كاررا بكنيد ، كافي است اطمينان صددرصد داشته باشيد . بايد از انگيزه لازم برخوردارباشيد براي دستيابي به قدرت زمان بايد تحت تاثير مزايا و فوايد آن ، انگيزه لازم را پيدا كنيد بايد كاملا خواهان نتايج باشيد تا بربي حالي طبيعي كه مانع از آن مي شود بتوانيد كارهايتان را انجام دهيد غلبه كنيد . امااگر باوركنيد كه چيزي درست است ، برايتان حقيقت پيدا مي كند ، باورهاي شما سبب مي شوند كه درباره رابطه خود با جهان و مديريت زمان به برداشتهاي جديد برسيد اگر درهرزمينه اي باورهاي منفي داريد اين باورها روي انديشه و عمل شما تاثير مي گذارند وسرانجام به حقيقت شما تبديل مي شوند شما هرطور فكر كنيد همانطور مي شويد . نقل از صفحات 1و3و5و6و9 ازكتاب قدرت زمان نوشته برايان تريسي با ترجمه مهدي قراچه داغي نشر آسيم چاپ اول سال 85 چاپ چاپخانه سهند تنظيم از علي روحي |
خاطره ای از خانم اسکاول شین
مردی برای مشاوره نزد من آمد. به من گفت عاجزانه دنبال کار می گردم و پیدا نمی کنم. یا اگر دست به کاری میزنم موفقیت آمیز نیست.
به او گفتم: عاجزانه دنبال کار نگرد شادمانه جستجویش کن! انسان نباید استغاثه یا استدعا کند بلکه باید مدام سپاس بگزارد که خواسته خود را پیشاپیش ستانده است. مشکل تو کلماتی است که بکار می بری و بعد آنها تبدیل به افکار می شود و بعد با آن مواجه می شوی.
مرد با قیافه درهم خود کمی سرش را خاراند. اما چیز زیادی از حرف هایم نفهمید. اما قول داد روی آنها فکر کند.
پس از مدتی شادمان با یک دسته گل آمد و گفت یک کار عالی پیدا کردم چون توانستم اول احساس خوب آنرا داشته باشم
------------ --------- --------- ----
خرسندی و احساس خوب یک راز بزرگ است چون کائنات فقط به همسان خود پاسخ می دهد.
اگر روزي بشر گردی ، ز حالم با خبر گردي
پشيمان مي شوي از قصه خلقت
از اين بودن ، از اين بدعت
خداوندا..
نمي داني كه انسان بودن و ماندن در اين دنيا
چه دشوار است..
چه زجري مي كشد آنكس كه انسان است
واز احساس سرشار است...